تبليغاتX
بچه های بد شانس
 
بچه های بد شانس
 
 
اینجا جهان آرام است.همین
 
عکس:

----------------------------------------------------------------------------------------------

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

-------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------                                                               

 

                                                                   پایان

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:17  توسط دانکن  | 
 دوستان عزیز این نویسنده ها انقد بچه بازی دراوردند تا اخرسر ناچار شدم خودم از قبر بیرون بیام و خرت و خرت مطلب تایپ کنم ! این مطلب خیلی به وی اف دی ربط نداره و بیشتر درباره ی فیلمش هست ! نکات جالبی که در خود فیلم و مراحل ساختش وجود داشته که ارزش خوندنو داره !‌ امیدوارم  خوشتون بیاد!

* در ابتدا قرار بود تیم برتون کارگردانی فیلم رو انجام بده  حتی وی نقش کنت الاف رو به بازیگر محبوبش یعنی جانی دپ پیشنهاد کرده بود ؛ ولی بعد که تیم برتون پروژه رو ترک کرد ؛ جانی دپ هم از نقش کناره گیری کرد !

*وقتی کلاوس دوربین جاسوسی رو از توی میز پدرش پیدا میکنه ؛‌یک جعبه سبز سیگار هم هست که روش نوشته VFD ؛‌این اشاره ای بوده به کتاب دهم این مجموعه که در اون سانی از Verdant Flammable Devices اشتباهی بجای سیگار های سبز برای هشدار دادن استفاده میکنه!

*طبق گفته ی مرلی استریپ بازیگر نقش خاله جوزفین ؛ دخترش طرفدار پروپاقرص این مجموعست و اون هم این نقش رو فقط و فقط به درخواست دخترش قبول کرده !

*عکسی که خاله جوزفین در آفریقا گرفته و در آلبوم عکسش دیده میشود ؛ یک عکس از فیلم  Out Of Africa هستش که همون بازیگر در سال ۱۹۸۵ بازی کرده !

*در حقیقت نقش سانی توسط ۲ بازیگر بازی شده ؛ ۲ بازیگر ۲قلو !

*قسمت اول فیلم ؛‌وقتی بچه ها برای اولین بار من رو میبینند ؛ جیم کری میگه که Wait, give me that last line again ؛ خب این در فیلمنامه نبوده و جیم کری واقعا اون بخشو فراموش کرده بود و فیلمنامه رو میخواست ؛ ولی کارگردان از اون تیکه خوشش اومد و حذفش نکرد !

*هر روز ؛ گریم جیم کری حدودا  ۵ ساعت وقت میگرفت !!!!

*در حال تولید فیلم ؛ لیام آیکن بازیگر نقش کلاوس حدود ۴.۵ اینچ قدکشید بطوری که در انتهای فیلم از بازیگر نقش وایولت که خواهر بزرگش بود هم بلندتر بود !

*لیام آیکن که نقش شخصی رو بازی میکرد که خونه اش دچار آتش سوزی شده بود لوکیشن فیلم را چندین هفته بدلیل آتشگرفتن خانه اش ترک کرد !

*و اما آخرین و بهترین نکته اینکه صحنه ی قطار در فیلم ؛ هر قسمتش اشاره به  یکی از کتاب هاست ! :

۱-اسم مغازه "آخرین شانس" یا "last chance" هستش که اسم مغازه ای هستش که در ابتدای کتاب هشتم دیده میشه !

۲- مرد داخل مغازه در حال خوندن روزنامه ی پانکتیلیو هستش که تو کتاب ۷ بهش اشاره شده !

۳-تیتر روزنامه هستش "بیسرپرستان جنایکتار" هستش که تو کتاب ها هم همچنین تیتری ذکر شده

۴-در پنجره آخر مغازه تبلیغ نوشیدنی پاکرلی "Parkley Soda" هستش که به این هم در کتاب ششم اشاره شده!

۵-در آخر هم در مجله ای که الاف میخونه تبلیغ Veritably French Diner دیده میشه که اشاره ای هستش به همون وی اف دی خودمون


خب بعد از مدت ها یک مطلب تو وبلاگ منتشر شد ؛

امیدوارم خوشتون اومده باشه !

با نهایت تاسف

کنت الاف زامبی

پ.ن : فکر کنم یک سالی بود که با این اسم امضا نمی کردم ! یادش بخیر ...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 22:22  توسط کنت الاف(مرده - دفن شده در الاف لند)  | 
سلام

یه خبر وی.اف.دی منقرض شد مرد تموم شود رفت.

منظورم وبلاگ و شماست

یه سوال : .................

(ادامه ی این پست به دلیل نداشتن عفت کلام حذف شد)

(پی نوشت : توسط فرنالد)

                                                    ؟

پی نوشت کنت الاف زامبی : آخه خدا رو خوش میاد مارو بخاطر این بچه بازی ها از گور بیرون بکشید ؟ این بچه بازی هارو همین الان تموم کنید !

مطلبم اگه میخواین برین تو ویکیپدیا سرچ بزنید vfd دویست صفحه مطلب میاد!

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 18:19  توسط دانکن  | 
سلام

جناب گاو چرون من امتحانام تموم شد در ضمن شما خیلی منو بالا گرفتید من هنوز به دانشگاه نرسیدم بابا چی می گید شما من اونقدر هام سنم بالا نیست.کی میدونه من چند سالمه؟؟؟

در ضمن من اصلا نمیدونم از کدوم ...مطلب بیارم.تازه فردا مسابقه علمی در کل شهرستان دارم دعا کنید من در بیام وگرنه مدیرمون منو می کشه اونوقت مدیر کل به این خوبی رو از دست می دید!!!!

این یکی از نقاشی های اعضای وی اف دیه که از یکی از داوطلب ها کشیده.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 9:37  توسط ایزادورا  | 
با سلام

خوفین؟؟؟؟

این فقط جواب سوالاته!!

۱-جناب گاو چرون من نمیدونم جریان اصلی شکردون چیه.فقط میدونم اون چیزی که تو شکردونه خیلی مهمه و نباید دست دشمنا بیفته.احتمالا خودتم اینو میدونستی!!

۲-خیلی مممنون جناب گاو چرون بابت تشکری که کردید.

۳-جناب ناشناس بابت سوالتون اگه در مورد فرومه که باید بگم بالای صفحه قسمتی دارد به نام عضویت.وقتی ان را باز کردید.صفحه ای برای شما باز می شود که قوانین وی اف دی را برای شما نشان میدهد و اگر شرایط را قبول داشته باشد دکمه را زده و وارد صفحه عضویت شده و اطلاعات را وارد کنید    تا عضو شید.

۴- راستی جناب گاو چرون من لینکا رو اضافه میکنم.تا شما انقدر حرص نخورید!!!

خداحافظ دوستان و دشمنان و...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 18:24  توسط ایزادورا  | 
سلام نقطه

من یه وبلاگ v-f-d پیدا کردم نقطه

با اجازه معرفی شون کردم نقطه

http://vfdgroup.blogfa.com/

پ.ن:(مدیران اگه خواستن عضوشون کنید)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 21:14  توسط دانکن  | 
سلام

من ایزادورا امتحانی هستم!!!

من در گیرو دار امتحان های عملی نوبت اول هستم.

بنابراین تا مدت ها ازم خبری نیست.

فرنالد من فرومو تا چند روز دیگه افتتاح میکنم.

زودتر دوستان عزیز عضو شید تا به وصیت کنت الاف که گفته فرومو راه اندازی کنید عمل بشه.!!!

ورود کوییگلی کواگمایر و انسان شریف دو نویسنده جدید را به وبلاگ خوش امد می گویم.

در ضمن امیدوارم کوییگلی زودتر کارشو در وبلاگ شروع کنه.

با تشکر از فرنالد به خاطر تمام دقتی که به وبلاگ دارند.

بای بای

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 13:27  توسط ایزادورا  | 
سلام سلام

من اومدم بادست پر...

نیومدم خب خواستم بگم من تا چند روز نمی یام

ولی وقتی بیام با دست پر...

نمیام

شوخی کردم با دست پر میام

                                        تا بعد...

پ.ن من دنبال سند مند و عکسم

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:6  توسط دانکن  | 
سلام و سه نقطه ی نقطه چین !

یه دقیقه حرف دارم بیشین گوش کن اون موقع برو .

۱. جناب آقای مهدی یک دفعه دیگه این طرفا ببینمت بلایی سرت میارم سوت بلبلی بزنی .

۲. دیگه هیچ نویسنده ای نظر گذاشتن واسه مطلبشو آزاد نکنه .

۳. به زودی منتظر یه مثنوی درباره ی کتاب ۱۳ باشید .

۴. اگر نویسنده های حذف شده برگشتن پذیراشونیم .

۵. پس این فروم چی شدددددددددددددددددددددددددد ؟

۶. اعصابم نفله ست چند روزی عصبانیم نکنید .

بدرود .

(پی نوشت : لطفاً اعضا بیفتید دنبال خواننده !!!!!!!!!!!!)

 |+| نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:36  توسط فرنالد(مدیر کل)  | 
سلام به همه ی بروبچه های گل دشمن که به شکل دوست تغییر قیافه دادن البته شاید هم دوست هایی باشن که به شکل دشمن تغییر قیافه دادن شایدم یه سری تغییرقیافه داده شده باشن که خیلی شبیه بعضی دوستان ما باشن شاید هم اصلا" نه دوست باشن نه دشمن، شاید اصلا" آدم نباشن!!!

امیدوارم که حتی اگه برخلاف تلاشهای من برای آتش گرفتگی شما کسی زنده مونده باشه همین الان آتیش بگیره!

ببخشید یه مدت نبودم..یه سری از دشمنانم که اطراف خیابان تاریک پناه گرفته بودن خونه ی منو آتیش زدن و من اساس کشی کردم اومدم طرفایه خیابونه روشن ساکن شدمبعدشم خطوط تلفون رو قطع کردن تا من نتونم این خبر رو به شما برسونم. در نهایت کنتی جون به کمک من اومد!

عکسی از تلاش های مذبوهانه/مزبوحانه/... ی مخالفان ما ببینین:

اینم یکی از اعضای vfd که آتیش گرفته:

خبر جدید اینکه لمونی اسنیکت که به شکل دنیل هندلر تغییرقیافه داده داره یه کتاب جدید چاپ می کنه به نام Latke  کسی که فریاد کشیدن را متوقف نکرد!

پ.ن: فعلا" وقتی پست های منو می خونین کاری به کتاب نداشته باشینچون من هنوز کتابو نخوندمتو اهواز کمیابه

پ.ن۲: با تشکر از دوستانی که با مطالب بی مزه شان می خواستند جای ما را پر کنند

پ.ن۳: من برگشتم! (اینو گفتم واسه اونا که چشماشون آتیش و پیفپاف (بر وزن آلبالو گیلاس) میچینه!

پ.ن۴: فرنالد جان در وبلاگ مذکوره که قبلا" نظر میدادی نظرتو راجع به بازگشت یکی از اون نویسنده هایی که پاک شدن بگو!

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 20:41  توسط کارملیتا(مدیر)  | 
میگم یه مطلب جالب بذارم نگن منم اینجا هویجم


روز عاشورا که رفته بودیم کاشانک یدم عکس یه آتش نشان مرحوم رو گذاشتن پرسیدم چی شده گفتن که این آقا از داخل آتش جان چندین نفر رو نجات می ده ولی وقتی خودش می خود از تو آتیش بیاد بیرون یه ماشین می زنه بهش  و این آقا دارفانی را رو بای بای گفت

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:12  توسط   | 
سلام سلام

من اومدم

من یک انسان شریف هستم که در V.F.D فعالیت می کنم

برای شروع هم یک شعر در باره ی خودم می گذارم

منم شریف،

چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن؛ -

 منم شریف، داوطلب مردی آزاده،

 به تنها مداد ترکش آزمون V.F.D را اینک آماده

 (با کمک از سیاوش کسریی)

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:5  توسط   | 
سلام

من به دلایلی محرمانه کاملاْ له هستم و خواستم چند چیزو بگم :

۱. من برگشتم ! (مطمئنم نمی دونستید)

۲. ما دو عضو جدید : با نام کوییگلی (سه قلو های کواگمایر) و شخصی به نام یک انسان شریف با یوزر olafland به ما پیوستند .

۳. ما همچنان عضو جدید (به قول فیلمای خشن آمریکایی : خون تازه) می پذیریم .

۴. سانی و کلاوس عزیز : شما فقط دو روز تا پاک شدن وقت دارید .

۵. کارملیتا و ویولت : منتظریم .

۶. گاوچران عزیز : خودم گند زدم به هیچ کس هم نمی دمش تعارف هم ندارم .

۷. امضام چشه ؟ مگه یه قلاب نیست ؟ آدرسش هم اینه : http://www.impawards.com/1991/posters/hook_ver1.jpg

با نهایت تاسف :

فرنالد ویدرشینز .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 23:1  توسط فرنالد(مدیر کل)  | 
سلام !

من گفته بودم تا ۳-۲ روز نمیام ولی زود تر اومدم ولی از اون طرف حالا ممکنه تا ۴-۳ روز نباشم !

به هر حالا اومدم بگم :

۱. اگر کلاوس و سانی تا پایان این هفته پدیدار نشوند میرن الاف لند زیر خاک .

۲. کارملیتا اگر واقعاً اینترنتت وصل شده پدیدار شو .

۳. می دونم گند زدم گاوچران ، جبرانش کردم .

۴. متوجه شدم تقریباً تنها وبلاگ اختصاصی بچه های بدشانس که فعال هم باشه ماییم .

۵. متاسفم که باز اخبار وبلاگو زدم .

۶. ایزادورا چه جوری می خوای فرومو را بندازی ؟ من که وارد نیستم .....

۷. خواننده ای که خودش رو (سه قلوهای کواگمایر )معرفی کرد با نام کوییگلی و همون مشخصاتی که گفت عضو شد . لطفاْ شروع کن .

۸. جناب انسان شریف مثل این که باقی اعضای وبلاگ همکاری نمی کنند لطفاْ خودت یه شناسه و پسورد بده بره .

بدرود .

(پی نوشت : چه جوریه که امتحانای من بیشتر از یه هفته س که تموم شده ولی هنوز بعضیا امتحان دارن ؟)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 16:41  توسط فرنالد(مدیر کل)  | 
سلام

حال و احوال دوستان و اشنایان و دشمنان و...

من هنوز هستم و زنده ام!!!

مطلب خاصی ندارم.اما چند تا موضوع هست که می خواستم بهتون بگم .

اول اینکه هر چه زودتر تو فروم عضو شید تا با فرنالد راهش بندازم.

دوم اینکه با اجازه همه نویسنده ها اگه موافق باشین یک نفر رو بذاریم که به نظرات جواب بده چون با این تعداد نظرات جواب دادن به اون سخته و این جوری خواننده هام از ما ناراضی میشن.

سوم که نویسنده های دیگر ما رو از وجودشون مطلع کنن.

چهارم که من هنوز امتحانام تموم نشده خواهشا در اطلاع باشید که تا چند روز دیگه پیدام نیست!!!

پنجم اینکه.....

خداحافظ!!

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 13:29  توسط ایزادورا  | 
سلام !

من سوگند یاد می کنم که این آخرین مطلبی است که درباره ی اخبار وبلاگ می نویسم . (بازنگری : مطلب فوق فاقد اعتبار است .)

به هر حال چند نکته رو باید بگم :

۱. کارملیتا به خاطر مطلع کردن ما از ادامه ی حیاتش حذف نمیشه . نفرات بعدی به ترتیب کلاوس و سانی هستند .

۲. گمون می کنم مشکلات عکس دانکن حل شده باشن و نیازی به شکر و نیشکر و چغندر قند خوری نباشه (قابل توجه گاوچران (کابوی سابق)) .

۳. آقای الاف شما هم اگه از دیار باقی یه اس ام اس ... ببخشید یه مطلبی بفرستید ممنون میشما ...

۴. و دیگر هیچ .

بدرود .

(پی نوشت : هرکی آدرسی از نویسنده هایی که در خطر حذف شدن هستن داره بهشون خبر بده .)

 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 17:55  توسط فرنالد(مدیر کل)  | 
سلام

اول از همه از دانکن معذرت می خوام که مطلبشو پاک کردم ولی لازم بود .

آخه دانکن جان از قدیم گفتن همیشه حق با خواننده ی وبلاگه !

بعد تازه هر کسی دلش می خواد می تونه نظر بده اگر دوست نداری می تونی بزنی نظرات بعد از تایید نمایش داده بشن !

اصلاً همین گاوچران چند وقت پیش به من یه تیک پروند نظرشو بازنویسی کردم رفت پی کارش .....

در آخر هم می خواستم بگم من j.s رو حذف کردم اگر بقیه برنگردن به ترتیب کسایی بیشترین مدته که مطلب نزدن پاک میشن و این کاریه که اصلاً دوست ندارم بکنم .

خدانگهدار

پی نوشت : لینک همین وبلاگ درباره ی زندگینامه ی لمونی اسنیکت :

 http://v-f-d.blogfa.com/post-76.aspx

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 13:14  توسط فرنالد(مدیر کل)  | 
سلام سلام

من اومدم با یکی از اون عکس های باحالی که خودم (یواشکی گرفتم(طوری که دیده نشم))

----------------------------------------------

-------------------------------------------------------------

جالب این زنه است که هیچ توجهی به این آتیش نداره قیافه ش هم اصلا نگران نبود تا جایی که من دیدم

یادم نبود فلاش رو خاموش کنم (رویه سبزه های جلوی تصویر روببینید نورافتاده) نزدیک بود لو برم

پ.ن:روی پای یارو خالکوبی نبود

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 14:56  توسط دانکن  | 
 
  بالا