سلام به شما دوستان و دشمنان عزیز ( که به شکل دوست تغییر قیافه داده اند )
یکی بود یکی نبود
زمانی بود حدودا 6 ماه پیش که من این وبلاگ را همینجوری تاسیس کردم تا در آن مطلب بنویسم. چندین ماه را به تنهایی در این وبلاگ ، با بازدید 7 یا 8 نفر در طی روز گذراندم تا به اول تابستان رسید. در تابستان توجه خودم را به وبلاگ بیشتر کردم ، اما اینبار نه به تنهایی ، بلکه با 2 عضو جدید . این یعنی یک امر باور نکردنی برای یک وبلاگ تازه تاسیس کم طرفدار !!!
به اواسط تابستان که رسید کم کم بازدید وبلاگ بالا رفت و به 10 الی 15 نفر در روز رسید تا اینکه یک نویسنده ی جدید که بطور کاملا اتفاقی با وبلاگ ما آشنا شده بود به ما پیوست و بخش طنز را بر عهده گرفت چند وقت بهمین روال گذشت و یک نفر دیگر هم در وبلاگ عضو شد و تعداد اعضا را به 5 رسانید .
در اواخر تابستان بود که اولین جشن وبلاگ برگزار شد و چندین امکانات جدید از جمله پادکست و ... به سایت اضافه شد و اینگونه بود که تابستان تمام شد.
در دوران مدرسه بدلیل افزایش حجم درس های بنده ، من از سایت به مدت کوتاه کناره گیری کردم و سمت مدیریت را به شاید یکی از
بی لیاقت ترین( خوب به درخواست نویسندگان این وبلاگ این کلمه حذف شد ) اعضا واگذار کردم و از اینجا بود که خودم باعث به خطر افتادن موقعیت وبلاگ شدم.
چند وقتی که گذشت وبلاگ دوباره به روال گذشته ی خود ادامه داد و این در حالی بود که 2 عضو جدید ، که یکی از طرف خودم و دیگری یک نویسنده ی دیگر بود به سایت اضافه شد .
از اینجا به بعد روال داستان
یک نوع انفجار از درون است.
در یکی از پست هایی که هفتمین نویسنده ی ما نوشت ، اشاره ای به پایان کتاب 13 کرد و از آنجا که چندین نفر که هیچ چیز درباره ی کتاب آخر نمی دانستند ، این اقدام هفتمین نویسنده را یک نوع مسخره بازی دانستند و نظری بدون محتوا در وبلاگ به جا گذاشتند.
حال به سمت دیگر می رویم ، یعنی در جایی که وبسایت آن توهین کننده قرار دارد .، که آخرین نویسنده ی ما طبق گفته ی آن شخص ، بازدیدی از وبسایت او به عمل آورده و در آن نظر داده که وبلاگ شما
چنگی به دل نمی زند . و آن شخص هم با این فکر که به او توهین شده شروع به مسخره بازی درآوردن می کند
و اما در طرف دیگر داستان هم سه تا از نویسندگان که 2 تا از آنها هم مدرسه ای ازآب درآمده اند در وبلاگ من ، نظری برجا می گذارند که اگر کسی به یکی از آنها توهین کند ( در اینجا منظور همان
چنگی به دل نمی زند است) همه ی آنها استفاء می دهند و به دلیل برملا شدن این ماجرا توسط یکی از نویسندگان ،
مدیر اسبق سایت نظری می نویسد و در آن بیان می کند که مسئول همه ی این اتفاقات
بنده هستم !!!
پایان
داستانی که خواندید ماجرای یک سایت بود که از هیچ شروع کرد و در نهایت به هیچ ختم شد ، شما خودتان چه فکر می کنید ؟
به نظر شما بیان این انتقاد که وبلاگ شما چنگی به دل نمی زند یک نوع
توهین است یا گفتن اینکه نویسنده دارای توهم فانتزی شده و مشکل دارد ؟
از همه ی بازدید کنندگان عزیز که با نظر دادن ابراز همدردی کردند متشکرم
و در آخر هم اینکه خانم الیویا به درخواست خودشان وبلاگ را ترک کردند و در حال حاضر وبلاگ تعطیل است ، تا زمانی که اوضاعش مشخص شود.
این نکته هم بگویم که اینجا برای بیرون رفتن از وب تعارف و تعارف بازی پیش اومده ، خوب هرکی می خواد بره ، بره دیگه !!!
پس تا اطلاع ثانوی خداحافظ
با نهایت تاسف
کنت الاف
پی نوشت : فقط دیدید پس از 2 ماه غیبت من چقدر بلا سر این سایت آمد ؟
پی نوشت 2 : خواهشا همه ی کسانی که این مطلب را می خوانند ، چه شما خوانندگان عزیز چه خانم الیویایی که از اینجا گذری رد می شوند ، نظر خود را آشکارا بنویسند و نظر خود را بیان کنند زیرا نظرات این بخش حتی نیاز به تایید شدن هم ندارند
پی نوشت 3 : درصورتی که حرف های من را باور نمی کنید بگویید تا عکس تمام نظر هایی که توسط نویسندگان در این مدت برای من یا برای هم نوشته شده است را در اینجا منتشر کنم
ویرایش 1 : 18 ساعت از نوشته شدن این پست می گذرد و تا بحال 2 نظر ثبت شده ، دوستان عزیز خواهشا نظراتتان را بصورت خصوصی ننویسید تا همه ببینند. اما این نکته را هم بگویم که تاریخ هایی که بالا ذکر شده کمی تا قسمتی نادرست هستند ، پس ببخشید . نکته ی دوم هم اینکه در مورد خواهش یکی از دوستان مربوط به رک نوشتن هم باید بگویم که خیلی دوست ندارم مستقیم بنویسم تا به آن شخص یا اشخاص توهینی بشود.و نکته ی آخر هم اینکه خانم الیویا خودشان خواستند از سایت بروند و من بی تقسیرم. تا ویرایش بعدی ... بدرود ( راستی از دوستانی که گفتند من رییس بشوم هم خیلی ممنون !!)
پی نوشت ویرایش 1 : وبلاگ فعلا تعطیل است و فعالیتی ندارد اما بزودی با یک سرویس جدید ( و شاید اشخاص جدید ) کارش را ادامه دهد و لطفا در نظرسنجی جدید شرکت کنید تا نقشی در انتخاب مدیر داشته باشید
ویرایش 2 : فکر کنم 2 روزی از زدن این پست می گذرد و آخرین اخبار به این شرح است : در بخش نظر سنجی رتبه ی من و الیویا هر دو یکسان است یعنی با 3 رای ( عجیب نیست ؟ ) و در جواب نظرات هم باید بگم که خانم الیویا خودشان خواستند که بروند اگر باور نمی کنید متن نظرشان را در اینجا بگذارم و از دوستانی هم که گفتند خودم باید مدیر بشوم متشکر !! و نویسندگان متخلف همه اخراج شدند . باز هم نظر بدهید . تا ویرایش بعد خداحافظ....
ویرایش 3 : سلام این آخرین ویرایش است و بعد از این هیچگونه ویرایشی شکل نمی گیرد.
الف- فرنالد و جروم هم از وبلاگ رفتند
ب-
ورژن 2 سایت آماده شده و بزودی شروع بکار می کند
ج- اعضا جدیدی در
ورژن 2 به ما اضافه می شوند
د-
این لینک را حتما ببینید
|
+|
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 17:12  توسط کنت الاف(مرده - دفن شده در الاف لند)
|