|
بچه های بد شانس
|
||
|
اینجا جهان آرام است.همین |
سلام ؛
من طی بررسی هایی که در مدرسه ی شبانه روزی پروفراک انجام دادم به مدارک جالبی برخوردم .....
این مدارک شامل مکالمات یک روز از یک کلاس درس در چند سال پیش می شود که به طور اتفاقی ضبط شده اند و من آن را در اختیار شما قرار می دهم: (پی نوشت : یک حسی به من می گوید این مدارک هم مثل قبلی ها نا موثق است .........)
من اليويا هستم!
بايد خوشحال باشم كه اينجا هستم يا متاسف؟؟!!
هنوز نمي دونم!!!!
مسئوليت بخش ترجمه را به عهده گرفتم.( بهتر بگم به عهده ام گذاشتند!)
بزودي بامطالب جديد با شما خواهم بود.
تا اون موقع....
سلام !
من طی چند سری شکنجه دادن داوطلب های موثق با قلاب و تاگلیاتله گرانده به چند سری اطلاعات نا موثق رسیدم که در اختیار شما قرار می دهم : (پی نوشت : این ها همان طور که گفتم نا موثق بوده و از آن ها می توان به عنوان نظر شخصی یاد کرد.)
داوطلب ها : یک مشت آدم بی کار که به احتمال زیاد یا دولت پول آن ها را می دهد (دکتر مونتگمری) یا حقوق بازنشستگی می گیرند(عمه ژوزفین) یا آن قدر خر پول هستند که با حساب بانکی پول در می آورند (پدر و مادر بودلر ها) ؛ و تنها کاری که می کنند فرستادن تلگراف برای هم یا شارژ ماهیانه ی کپسول آتشنشانی است !
داوطلب های خبیث : این ها نیز به همان اندازه بی کار هستند ولی برتری آن ها این است که حقوق آن ها تضمین شده است (چون دزدی می کنند ) و این که کمتر می میرند ! در ضمن آن هایی که خفن تر هستند یا فقط ریش می گذارند و کچل می کنند ، یا مو می گذارند و ریش هایشان را می تراشند ، یا ابروی یک سره می گذارند ! (کار آن ها پرت کردن بقیه ی داوطلب ها است تا یادشان برود که چه زمانی کپسول آتشنشانی را شارژ کنند !)
قیّم : یک مشت انسان گاگول هستند که در جلد 1 تبهکار از آب در می آیند ، در جلد 2 آن قدر خر می شوند تا یک نفر با آمپول بیاید زیر چشمش بزند ، در جلد 3 بچه ها را با دشمنش معامله می کند (ولی دشمنش او را با زالو ها معامله می کند !) ، در جلد 4 بچه ها را به کار کردن در کارگاه وا می دارد ، در جلد 5 با یک کامپیوتر 0.5 کیلو بایتی از آن ها حفاظت می کنند و غیره ........
(پی نوشت : در جلد 6 خیلی قیّم های تو ای به تور شان می خورد !)
بچه مثبت ها : یک مشت بچه کوچولو که فکر می کنند چون تا کلاس دوم دبستان سواد دارند ، خیلی مخ هستند و می توانند نقشه کش ، قارچ شناس ، مخترع ، محقق ، شاعر و روزنامه نگار باشند !
به زودی پس از شکنجه ی چند داوطلب بچه مثبت دیگه چند سری اطلاعات دیگر در اختیار شما قرار می دهم .
(پی نوشت : شما می دونید اون روز که من برای ماهی گیری تو کوهستان مورتیمین رفته بودم ، اون مرد کچله و اون زنه به کنت الاف چی گفتن ؟!)
سلام !
طبق جمع آوری چند سری اطلاعات موثق از چند فرد نا موثق به نتایج زیر رسیدم :
1. اسم واقعی لمونی اسنیکت ، دانیل هندلر ((Daniel Handler است .(منبع : مقدمه ی کتاب اول )
2. اگر اسم دانیل هندلر را در نمایه ی زندگی نامه ی تأیید نشده اش پیدا کنید صفحه ی 42 را نشان می دهد که به احتمال زیاد عکس بچگی های او است که در آن جا قرار دارد .(منبع : زندگی نامه ی تأیید نشده ی لمونی اسنیکت )
3. در صفحات 83 و 120 زندگی نامه ی تأیید نشده ی لمونی اسنیکت عکس های یک شخص قرار دارد که اگر آن را با عکس های از پشت سر لمونی اسنیکت مقایسه کنید شباهت های زیادی بین آن دو وجود دارد .(منبع : یک داوطلب نا موثق)
4. عدد 13 به تعداد زیاد در کتاب های او به کار رفته است :
تعداد کتاب ها ی این مجموعه ، تعداد فصل های هر کتاب ، تعداد حروف اسم واقعی او ؛ تعداد حروف اسم مستعار او ، تعداد حروف نام اکثر کتاب های او .(منبع : چشم هایم !)
بعد از شکنجه دادن چند فرد نا موثق دیگر با تاگلیاتله گرانده چند سری اطلاعات موثق دیگر در اختیار شما قرار می دهم .
این جا جهان آرام است ......
(پی نوشت : فامیل من ویدرشینز نیست !)
سلام !
من فرنالد هستم !
البته باور کنید فامیل من به هیچ وجه ویدرشینز نیست !
من هم از این به بعد در دار و دسته ی کنت الاف هستم !
کار من هم نابود کردن بچه مثبت هایی مثل اون بودلر های یتیم است !
از حالا به بعد منتظر متن های من باشید ؛
این جا جهان را آرام است .........
(پی نوشت : با این قلاب ها تایپ کردن خیلی سخت است ، پس انتظار نداشته باشید خیلی متن تایپ کنم !)
|
|